
زاها حدید معماری به شدت پرکار است، هر چند کارهای او کمتر ساخته شدهاند. او که عراقیالاصل و متولد بغداد (۱۹۵۰) است، تحصیل و تجربهای تماماً دور از وطن، در غرب، داشته است. در ۱۹۷۲ وارد مدرسه انجمن معماری لندن (AA) شد؛ در ۱۹۷۷ با همکاری با رم کولهاس و شروع به تدریس در مدرسه انجمن معماری لندن، کارگاه خودش را در همانجا به راه انداخت (تا ۱۹۸۷). بعد از آن بود که کرسی کنزو تانگه در مدرسه فوقلیسانس طراحی دانشگاه هاروارد، کرسی سولیوان در مدرسه معماری دانشگاه شیکاگو، مقام استاد مهمان در مدرسه عالی هنر ساختمان هامبورگ، مدرسه معماری نولتون (Knolton) اوهایو و ماسترز استودیوی دانشگاه کلمبیا در نیویورک را به دست آورد. هم اکنون استاد پروازی کرسی طراحی معماری ارو سارینن در دانشگاه ییل و عضویت مؤسسه معماری آمریکا (AIA) به او اعطا شده است.
یازده طرح او در یک رشته مسابقات مبتنی بر کار تحقیقاتی برنده شده است، که اپراخانه خلیج کاردیف، ویلز (۱۹۹۴)، مرکز هنرهای معاصر سینسیناتی (۱۹۹۸)، مرکز هنرهای معاصر رم (۱۹۹۹) و مرکز علوم وولفسبورگ، آلمان (۲۰۰۰) از آن جملهاند. غرفه ال. اف. وان در وایل ام راین، آلمان (۱۹۹۹) و منطقه ذهن در گنبد هزاره، گرینویچ لندن (۱۹۹۹) از مشهورترین کارهای ساختهشده اوست. در زمینه مبلمان و طراحی داخلی، طرحهای نمایشگاهی، و تجهیزات و لوازم صحنه نیز کارهای زیادی را به اتمام رسانده است.
آثار طراحی و ترسیمها و نقاشیهای او وسیعاً در مجلات و تکنگاشتها چاپ شده است. مجموعه آثار او را انتشارات تیمز اند هادسن لندن در سال ۱۹۹۸ منتشر کرده است. مجله معتبر الکروکیس تاکنون سه بار در سالهای ۱۹۹۱ و ۱۹۹۵ و ۲۰۰۰ یک شماره کامل را به معرفی آثار او اختصاص داده است. در شماره ۱۰۳ (سال ۲۰۰۰) که مخصوص معرفی آثار ۱۹۹۶ به بعد اوست، علاوه بر مقاله کنت پاولگرنف که ترجمه آن در زیر ارائه میشود، الوین بویارسکی ــ استاد بازنشسته مدرسه معماری لندن و همشاگردی سابق زاها حدید ــ مصاحبهای طولانی با او انجام داده است.
برآمدن طرح از زمینسارهنر ویژه زاها حدید کار با زمین است. خودش این شیوه ویژه را با کمک گرفتن از تعابیری مانند «زمینسار»، «میدانهای نیرو»، «ترازبندی» و نظایر آنها بیان میکند. شاید توضیحی درباره بعضی از اصطلاحات به فهم بهتر این نوشته کمک کند.
سه رکن اصلی مفاهیم معماری او زمین، شهر و تداوم (یا جریان) است. او زمین را «ساختمایه اصلی شهر» میداند و همه طرحهای خود را با دستکاری زمین شروع میکند. مفهوم مرکزی بینش معماری او «زمینسار» یا landscape است که معمولاً به «منظره» ترجمه شده است. کاربرد مکرر این واژه در حالتهای مختلف دستوری و صورتهای ترکیبی آن، مستلزم استفاده از معادل فارسی دقیقتری است که از واژه زمین ساخته شده باشد؛ زیرا پسوند -scape در ترکیبهای دیگری مانند cityscape و seascape نیز به کار رفته است. «کوهسار» و «چشمهسار» ــ که مفهوم منظره نیز در آنها نهفته است ــ از ترکیب پسوند «سار» با یک عنصر زمینی ساخته شدهاند. «سار» علاوه بر افاده معنی کثرت و انبوهی، پسوند مکان و ادات تشبیه است و معنی جانب و ناحیه نیز میدهد. پس «زمینسار» اکثر معانی مراد از landscape را واجد است. «زمینسار مصنوعی» را نیز میتوان به جای artificial landscape گذاشت.
واژههای میدان (field)، نیرو (force) و جریان (flow) با همان معانی مصطلح در فیزیک به کار گرفته شدهاند و بر پهنههایی اطلاق میشوند که نیروهای طبیعی، شکلی یا حرکتی ــ به تعبیر زاها حدید ــ در آنها جریان دارد. برای سنخیت بیشتر با تعابیر زاها حدید، spread نیز به «گستره» یا «گستره طرح»، pixellation به «شکستن به اجزای کوچک» و juxtaposition به «پهلوی هم گذاشتن اجزا» ترجمه شده است.

که زاها حدید از آنها در دستیابی به بعضی از دستگاههای شهری استفاده میکند. او این کار را با پیدا کردن و پررنگ کردن امتدادهای پنهان خطوطی که از ناهمواریهای زمین عبور میکنند، یا ردگیری خطوط درون بافتهای همجوار و سازههای شهری ــ که خودش از آن به «پیدا کردن راههای شهری در بافتهای مجاور به خواب رفته» تعبیر میکند ــ یا شکافتن، و به قول خودش «پوستکنی کردن زمین و ایجاد لایههای جدید در آن» انجام میدهد.
به نظر او، از شرایط زمینهای متفاوت، دستگاههای شکلی متفاوت سر برمیآورند. یک دستگاه شکلی بیشتر در فضای داخلی متراکم میشود (مرکز هنر معاصر روزنتال، سینسیناتی)؛ دیگری در بستر شهری به کشش میآید و با خیابانهای اطراف گفتوگو میکند (مرکز هنرهای معاصر رم)؛ و دستگاهی دیگر سرپیچهای ارتباطی و پایانههای نقلیه را به یک پهنه یکپارچه تبدیل میکند (پارکـسوار هوانهایم، استراسبورگ). در همه اینها، طرح از «خواندن» زمین سر بر میآورد، نه از تحمیل فرمی پیشاندیشیده.

روش زاها حدید در به دست آوردن فرم مبتنی است بر لایهبندی و پیکسلشدن. او به ندرت از حجمهای کامل استفاده میکند؛ بلکه با تکههایی از یک حجم ــ که خود همدیگر را کامل میکنند ــ کار میکند. این روش تأکید دارد بر «گستره» (spread) طرح به جای تمرکز روی یک نقطه. در «مرکز علوم وولفسبورگ» (۲۰۰۰)، برای مثال، کل مجموعه به اجزای خرد شکسته شده و با اصل pixellation پهلوی هم چیده شده است ــ طوری که در رفت و آمد بازدیدکننده، فضاهای نمایش و راهروها در هم میآمیزند و به هم میرسند.
بررسی چند اثر مرکز هنر معاصر روزنتال، سینسیناتی (۱۹۹۸)این پروژه نخستین ساختمان زاها حدید در آمریکا است. پلان آن از درگیری مستقیم با خیابانهای اطراف به دست میآید: زمین به صورت یک «حصار شفاف» به داخل ساختمان کشیده میشود، و طبقات بالایی مانند جعبههایی آویزان در فضای سهبعدی شناورند. نتیجه فضایی است که بیش از یک ساختمان، به یک «قطعه شهری» پرشدنی میماند.
مرکز هنرهای معاصر رم (۱۹۹۹)در مرکز هنرهای معاصر رم ــ موسوم به MAXXI ــ جریان خطوط شهر به درون پروژه کشیده شده است. شش جریان اصلی از سه خیابان اطراف وارد مجموعه میشوند و در داخل با یکدیگر در هم میآمیزند و از یکدیگر جدا میشوند. نمایشگاهها در همین جریانها جای میگیرند؛ پس ترتیب بازدید هر گروه کاملاً به مسیری که انتخاب میکند بستگی دارد.

در وولفسبورگ ــ شهر تولید فولکس واگن ــ زاها حدید یک «فضای اکتشاف» طراحی کرده است. ساختمان از دور مانند یک میدان شهری بسته به نظر میرسد که سازههای سقف آن به صورت موزون بلند و کوتاه میشوند. داخل، لایههای مختلف نمایشی با بافتهای مختلف (شیشه، فولاد، بتن، چوب) از هم تفکیک میشوند. یک سقف به صورت پیوسته همه این لایهها را در بر میگیرد و به مجموعه وحدتی زمینسارانه میدهد.

این پروژه ترکیبی از پارکینگ خودرو، ایستگاه تراموا، و ایستگاه اتوبوس است. طرح با خطوط موازی ــ که از حرکت خودروها در پارکینگ الهام گرفته شده ــ کار خود را آغاز میکند و این خطوط را به سقف پارکینگ منتقل میکند. باربارا کروگر هنرمند با نوشتن شعاری روی زمین و ماریو مرز با یک مجسمه فرتناچار به این پروژه افزودهاند. نتیجه یک «زمینسار مصنوعی» است که انتقال از حالت سکون به حرکت را در خود متجلی میکند.


زاها حدید با این روش ــ که خود آن را «برآمدن طرح از زمینسار» مینامد ــ به معماری یک فرم پیشساخته تحمیل نمیکند، بلکه از خود سایت و از رابطه زمین با شهر فرم را بیرون میکشد. کارهای ساختهشده او همیشه کمتر از طرحهای نساختهاش بودهاند، اما تأثیر او بر فضاسازی معماری معاصر ــ از طریق همین زبان تصویری و همین روش ــ غیرقابل انکار است. دستاورد او فصلی است اساسی در معماری بعد از مدرنیسم.








