ساختمان دیوان فضایی است که مرز میان شهر و بنا را به گفت‌وگویی زنده بدل می‌کند. در اینجا، مرز نه عامل جدایی، بلکه بستری برای پیوند و درهم‌آمیختگی است؛ جایی که شهر به درون پروژه کشیده می‌شود و فضا از دل آن به شهر گسترش می‌یابد. این کیفیت دعوت‌کننده، بنا را به بخشی از جریان شهری تبدیل می‌کند؛ حضوری که مردم را نه صرفاً به تماشا، بلکه به مشارکت و تجربه فرا می‌خواند. حرکت در این فضا محدود به مسیرهای خطی و ازپیش تعریف‌شده نیست، بلکه همچون روایتی باز و چندلایه شکل می‌گیرد؛ هر فرد می‌تواند مکث کند، مسیر خود را انتخاب کند و روایت شخصی‌اش را در صحنه‌ی جاری زندگی شهری بیافریند. فضا به گونه‌ای طراحی شده است که گذر از درون به بیرون یا برعکس، ناگهانی و گسسته نباشد؛ بلکه تدریجی، سیال و پیوسته تجربه شود. در این بستر، معماری به جای آنکه صرفاً یک حجم بسته باشد، به سطحی باز و دعوت‌کننده بدل می‌شود که امکان تعامل، کشف و تعلق را تقویت می‌کند. آنچه شهر می‌بیند، تصویری زنده است: رویدادی جاری از حضور و حرکت انسان‌ها، از تعامل‌های روزمره تا لحظه‌های سکوت و تماشا؛ همچون نمایشی در صحنه‌ای بزرگ، پویا و تأثیرگذار.