معماری معاصر

فینالیست‌ها — عمومی

· · ·
01

محل اجرا: خیابان اتحاد، تهران · زیربنا: ۴۹۰۰ مترمربع · مساحت: ۹۸۵ مترمربع · عکس: دید استودیو

پلاس ماشین، تهران

رضا صیادیان، سارا کلانتری

سایت پروژه در بافت کارخانه‌ای تهران (خیابان اتحاد) واقع شده است. رویکرد ساخت و ساز در منطقه، بهره‌برداری حداکثری اقتصادی مبتنی بر گسترش عمودی، بلندمرتبه‌سازی و تنوع عملکردهاست. با همفکری با گروه‌های برنامه‌ریز، تصمیم بر آن شد به جای رویکرد متداول که سبب بر هم زدن خط آسمان و ایجاد آشفتگی سیمای شهری می‌شود، بنایی در چهار طبقه و با کاربری تحقیقاتی-صنعتی ساخته شود. پروژه با تعریف دیاگرام فضایی جدید، مبتنی بر روابط انسانی میان کاربران فضا و با بهره از سیالیت و شفافیت، تیپولوژی تازه‌ای از فضای تولید را به وجود می‌آورد، به نحوی که فضاها در ارتباطی فعال و مؤثر در کنار هم قرار می‌گیرند تا تعاملات اجتماعی در سطحی متفاوت شکل گیرد. این دگرگونی دیاگرام و روابط فضایی، دامنه تعبیر و تجربه شخصی را گسترش می‌دهد و حس تعلق به مکان را تقویت می‌کند. در جستجوی پاسخی به تضادهای آشکار و نهان بستر، پروژه را از مقطع طراحی کردیم تا جریان زندگی و فعالیت درون پروژه را با تکاپوی شهر در هم آمیزیم. در جریانی پیوسته و پویا، حرکت کاربران از درون به بیرون و برعکس منتقل می‌شود تا در سطوح مختلف، پروژه را از خیابان به بام متصل کند. بدین ترتیب فضایی میان کارخانه و شهر به وجود آمد که با حضور مخاطب معنادار می‌شود. در واقع مخاطب در عبور از کنار بنا دچار درگیری فکری و حسی نسبت به فضا می‌شود. این فضا با حضور انسان کامل می‌شود و ناظر همواره با حضورش موقعیت بنا را نسبت به ناظر دیگر تغییر می‌دهد.

02

محل اجرا: جابان، ۱۰۰ کیلومتری تهران · مساحت فضای سرپوشیده: ۴۵۰ مترمربع · مساحت فضای روباز: ۶۰۰ مترمربع · مساحت باغ: ۱۵ هکتار · مساحت دریاچه: ۳۰۰۰ مترمربع · عکس: استودیو دید

اقامتگاه دارسیب، دماوند

حامد سلطانی

اقامتگاه دارسیب با ۳ کابین هرکدام به مساحت ۷۵ مترمربع و یک فضای عمومی ۲۵۰ مترمربعی اطراف یک مخزن آب در باغی به مساحت ۱۵ هکتار قرار گرفته است. مدیریت مجموعه با رزرو قبلی کابین‌ها را در اختیار سهام‌داران قرار می‌دهد. کابین عمومی قابل رزرو نیست و برای استفاده مشترک کابین‌های اقامتی با هدف دورهم جمع کردن سهام‌داران شرکت طراحی و ساخته شده است. در میان شاخه‌های پربار سیب، در حاشیه دریاچه‌ای که تصویر درختان را دوباره می‌سازد، می‌خواستیم نسازیم تا بر تصویر درختان و آب و آن تصویر بر آب، خط نیفتد؛ اما فرصتی برای ماندن نمی‌ماند. فکر کردیم عاقبت هرچه هست، تنها در ساختن است. فکر کردیم می‌خواهیم بسازیم، انگار که نساخته باشیم. جایی برای بودن باشد، انگار که نبوده باشد. داخل شویم، انگار که بیرونیم؛ و بیرون بیاییم، انگار که نه! سبک شویم. در تعلیق راه بیابیم و راه را نبسته باشیم برای مورچه‌ها و مارها، برای خارپشت‌ها. سبز شویم، مثل درختان. حتی در پاییز که سبز فرو می‌ریزد؛ حتی در زمستان که سبز خاطره می‌شود؛ سبز باشیم، برای درختان. سیب بچینیم؛ در هر گردش دست؛ آغوش بازی بیابیم، برای گم شدن و گوشه خلوتی، برای پیدا شدن. بسازیم، انگار که نساخته باشیم؛ و ساختیم، انگار که نه!

03

محل اجرا: اندیشه، فاز ۴، تهران · زیربنا: ۱۴۰۰ مترمربع · مساحت: ۹۲۲/۵۶ مترمربع · عکس: دید استودیو

باغ کودک، تهران

زهرا علی‌نژاد، کریم نعمتی

مدرسه نخستین تجربه واقعی فرد در زیست اجتماعی است. تجربه ما از این زیست اجتماعی، فضایی رادیکال بوده که در مواجهه با شهر به صورت انقباضی عمل می‌کند و با خطی ممتد از هم جدا می‌شوند. فضای بسته حاصل این مرزبندی در تضاد با ماهیت اجتماعی و دعوت‌کننده این عنصر شهری است. مسئله پروژه چگونگی تبدیل فضای بسته به فضایی نیمه‌باز و باز، در جهت ایجاد فضایی تعاملی و پویا میان مدرسه و شهر بود و هدف، ایجاد حس تعلق برای کودکان. باغ کودک در سه طبقه (زیرزمین، همکف و اول) ساخته شده و کاربران آن کودکان ۳ تا ۹ سال‌اند. مجموعه دو بخش اصلی دارد: مهدکودک در زیرزمین و مدرسه در طبقات همکف و اول. جهت دستیابی حداکثری به فضاهای باز در عین حال درون‌گرا، طراحی از انتخاب الگویی سازگار با اقلیم و رایج در معماری تاریخی مدارس آغاز شد، حیاط مرکزی. برای تحقق برنامه فشرده پروژه و ایجاد تعادل میان فضای پر و خالی، با همپوشانی برخی از کاربری‌ها، فضایی منعطف و چندعملکردی ایجاد کردیم و همچنین با جدا و جزیره‌ای کردن برخی دیگر (با توجه به نوع عملکرد) در قالب حجم‌هایی مجزا از توده کاسته و به فضا اضافه کرده‌ایم. این جداسازی در راستای جداره شهری صورت گرفت تا دیالوگی میان درون و بیرون برقرار کند. حاصل این دو رویکرد، تجزیه بنا و محوطه و پدید آمدن فضایی سیال و بینابینی بود که پیوسته در سه تراز در حرکت است. برای متناسب‌سازی فضا برای کودکان تلاش شد با بهره از ساده‌ترین تصویر ذهنی کودکان از خانه، فضایی گسترده ایجاد شود. استفاده از آجر سفید در نما برای پیوند سنت و مدرنیته و به کارگیری رنگ در داخل فضا برای به وجود آوردن حس تعلق و نمایشی از احساسات شاد کودکانه است.

04

محل اجرا: خیابان لاله، خیابان طبیب، اصفهان · زیربنا: ۲۵ مترمربع · مساحت: ۲۵۰ مترمربع · عکس: احسان حاجی‌رسولیها

باغ قوشخونه، اصفهان

استودیو سه‌بر — محسن خزدوز، ادیب ایروانی

محمد که مالک یک برند فرش صادراتی است، خانه متروکه قدیمی را در محله باغ قوشخانه اصفهان که محل سکونت بیشتر بافنده‌های فرش است، خرید و قصد داشت کل آن را تخریب و به جای آن، یک ساختمان برای فعالیت‌های شناور، بافندگی فرش، ارائه، آتلیه طراحی و اقامت موقت مهمان بسازد. زمانی که این موضوع را با ما مطرح کرد، به این فکر کردیم با توجه به بافت و بناهای ارزشمند اما فرسوده اصفهان که یا متروکه مانده‌اند یا به صورت کامل تخریب و به جای آنها ساختمان‌های چندطبقه ایجاد می‌شود، آیا می‌توانیم با راه‌حلی میانه و با حفظ شرایط موجود بناها، تنها با اضافه کردن ساختار جدید، پازل موجود را کامل کنیم؟ و آیا می‌توانیم به راه‌حلی برسیم که با کمترین تولید نخاله و مصرف دوباره مصالح نیازهای کاربر معاصر را رفع کنیم و به راهکاری برای تخریب کمتر این گونه ساختمان‌ها برسیم؟ با مطالعه شرایط تصمیم گرفتیم بدون مداخله در وضع موجود، داخل پروژه شویم. به جای تخریب کل بنا، پیشنهاد ساخت «یک ساختار در یک ساختمان» را دادیم که بتوان یک حجم سبک را با ظرافت، درون دیوارهای قدیمی برای حفظ و بزرگداشت آن قرار داد. پس طویله قدیمی بنا را که بدون استفاده و فضایی جداافتاده بود برای اضافه کردن سازه جدید در نظر گرفتیم. با در نظر گرفتن شرایط ساختمان‌های آن محدوده که فاقد نمای کاذب هستند و معمولا آجر دیوارچینی به همان شکل اولیه در نما باقی می‌ماند، تصمیم گرفتیم در طراحی سازه جدید اصالت و خلوص را حفظ کنیم. به این ترتیب سازه، در عریان‌ترین حالت ممکن بنا شد و این دو، رودرروی هم با حداکثر خامی آشکار شدند و سعی کردیم زبان این دو را به هم نزدیک کنیم تا جدید، ارزش قدیم را افزایش دهد و برعکس. با توجه به اختلاف سطح ورودی اصلی بنای قدیمی و کوچه پشتی، ورودی سازه جدید را با گذر بالا هم‌سطح در نظر گرفتیم، که باعث شد زمین زیر آن آزاد بماند و به عنوان فضای نیمه‌باز استفاده شود. کارفرما بر اساس نیازهای آینده تصمیم می‌گیرد از این فضا چگونه استفاده کند. حیاط قدیم و جدید و پشت‌بام را با پوکه معدنی فرش کردیم تا به عنوان فضایی سیال برای رویدادها، رونمایی فرش و رنگرزی استفاده شود. بخش فرش‌بافی را در اتاق‌های قسمت قدیم قرار دادیم و سازه شناور جدید را به عنوان استودیوی قابل تبدیل برای کاربری‌های اقامت موقت، فضای جلسه و آتلیه شخصی طراحی فرش پیش‌بینی کردیم.

05

محل اجرا: تقاطع خیابان دولت، تهران · زیربنا: ۲۱۸۱/۷۴ مترمربع · مساحت: ۳۵۵ مترمربع · عکس: محمد حسن اتفاق

ساختمان اداری-تجاری دولت، تهران

دفتر طراحی زیما — علیرضا جوانمرد

روزی که طراحی پروژه به دفتر زیما سپرده شد، با زمینی شمالی رو به رو بودیم که از سه طرف حجم پروژه دیده می‌شد. این موقعیت ویژه نیازمند ادبیاتی ویژه در طراحی بود. پروژه در شش طبقه اداری با سطح اشغال ۴۵ درصد و یک طبقه همکف شامل سرسرای اداری و یک بخش تجاری و چهار طبقه زیرزمین با سطح اشغال صددرصد شامل پارکینگ، انباری، موتورخانه و سرایداری ساخته شد. در مسیر طراحی و ایده اولیه پروژه بر آن بودیم هم پاسخگوی نیازهای عملکردی و الزامات شهرداری باشیم و هم ظرفیت‌هایی برای خود بنا و شهر ایجاد کنیم. در همین مسیر نمای غربی پروژه را به چالش معماری نمای جنوبی و شرقی پیوند زدیم و با پرهیز از ایجاد یک جعبه بی‌تفاوت به جداره شهری، چشم‌انداز جنوبی شهر تهران و چشم‌انداز سبز شرقی آرامستان متفقین تهران را اساس شکل‌گیری حجم‌ها قرار دادیم. پس از آن با لغزش طبقات روی هم سعی در ایجاد فضاهای پر و خالی در حجم کردیم تا بتوانیم در جهات مختلف میان فضای داخل و بیرون ارتباط ایجاد کنیم. ما با کندوکاو در کالبد پروژه و ایجاد حجمی متخلخل به دنبال رساندن نور به میان توده بودیم و در همین میان با ایجاد تراس‌هایی خارج از مساحت سطح اشغال ۴۵ درصدی پروژه، با توجه به کوچک بودن سطح هر طبقه، امکان ارتباطی ویژه با فضای بیرون را به وجود آوردیم.