نامزدها — بازسازی
مزون پلاک ۸۴، شیراز
در مواجهه با کاربری تکراری، تلاش کردیم مکانی جسورانه ایجاد کنیم. به جز فروش محصول، انطباق فضای داخلی مزون با حرکت در فضا، مکث بیشتر و بخشی از فضا بودن، پاسخ ما برای شکستن ساختار سناریوی قابل پیشبینی مزون بود. هدف ما ایجاد یک مکان پویا همسو با ماهیت فعالیت اصلی بود. بر اساس یک سیستم فضایی منضبط، این چیدمان به مخاطب این امکان را میدهد که در یک توالی طراحیشده با دقت از میان اتفاقات عبور کند و مکث کند.
جعبه قرمز مرکز در هر وجه خود به نیاز مخاطب پاسخ میدهد. همه چیز در یک جعبه چند عملکردی جمع شده که تمامی فعالیتها و ریزفضاها را در خود جای داده و مخاطب را به خود جلب میکند. با حذف حداکثری پارازیتهای محیطی معمول در فروشگاهها، تلاش شد با حداقل ماده، مخاطب به مسیر جلب و علاقهمند به گردش در فضا شود. کل سطح انتهای فضا با آینه پوشش داده شد که عمق، بُعد و امتداد را ایجاد کند.
مزون ۸۴ از نقش خود به عنوان یک فروشگاه فراتر میرود و بازدیدکنندگان را به سفری فراگیر و مشارکتی میبرد — یک تعامل اجرایی بین محصول، فضا و کاربر. این مداخله معماری، گونهشناسی بوتیک را به عنوان یک روایت فضایی پویا و معنادار، بازتعریف میکند.
فراتر از مکعب، شیراز
در بطن یک کارخانه صنعتی متروک که اکنون به مرکزی برای نوآوری و فعالیتهای استارتاپی بدل شده، پروژه طراحی کافهای شکل گرفت که تلاش داشت نیاز نسل جوان، خلاق و پویا را برای داشتن فضایی مشترک، سیال و الهامبخش پاسخ دهد. رویکرد ما از همان ابتدا خوانش انتقادی بافت موجود بود. فضاهای کار به دلیل ملاحظات اقتصادی در ابعادی کوچک طراحی شده بودند که دیوار را به عنصری محدودکننده بدل کرده بود. در پاسخ به مفهوم «نادیوار» روی آوردیم و ساختاری مکعبی و کاملا شیشهای را به عنوان یک آنتیتز پیشنهاد دادیم.
در انتخاب مصالح و هندسه، بر سادگی، وضوح و عملکرد تاکید داشتیم: کاشیهای سفید با بافتی صنعتی و منظم، کفپوش بتنی صیقلی، و حجمی نورپردازیشده که همچون عنصر معلق، خوانایی فضایی را در محور عمودی تقویت میکند. مکعب نورانی از سقف و دیوارهای پیرامون خود منفصل به نظر میرسد و به واسطه انعکاس در کف، گویی از زمین نیز جدا شده است. عملکرد کافه در دل مکعب نورانی همچون صحنه نمایشی طراحی شده که از هر سو قابل مشاهده است.
ما این پروژه را پاسخی میدانیم به نیاز فزاینده نسل نو به فضاهایی انعطافپذیر، کمادعا اما پرمعنا، جایی که معماری نقش تسهیلگر را دارد نه سلطهگر.
عمارت روبرو تجریش، تهران
این عمارت در قلب تجریش بیش از آنکه یک ساختمان باشد، امتداد مسیر حیات یک نهاد فرهنگی زنده است. مسیری که خطی و یکنواخت نیست؛ مجموعهای از مسیرهای موازی، متقاطع و حتی پیشبینیناپذیر که همچون رگهای یک موجود زنده حیات را در کالبد آن جاری میسازد. مسیرها تنها برای عبور و رسیدن خلق نشدهاند، بلکه خود مقصدند — عرصهای برای مکث، تماشا، معاشرت و تجربه.
عمارت روبرو همچون میدانی کوچک در دل شهر عمل میکند؛ جایی که فضاها هم به درون نظر دارند و هم با بیرون پیوند میخورند. مسیرهایی که در کالبد آن جاری شده و منظرگاههایی که به بیرون گشودهاند، تلاش میکنند زندگی شهری و پویای میدان تجریش و اطراف آن را به درون مجموعه بکشانند. ثمره این تعامل، راهحلی شهری است که بیآنکه افراد را به مصرف کاربری خاصی وادارد، آنان را به تجربهای جمعی و عمومی فرا میخواند — شبکهای چندلایه که لحظهها را به کشف بدل میکند.
عمارت منشا، تهران
بنایی مسکونی مربوط به سال ۱۳۱۹ شمسی که در اواخر ۱۴۰۲ برای مدت ۵ سال اجاره شد. مدت زمان کوتاه بهرهبرداری، چالشهای سرعت در ساخت، صرفهجویی در هزینه و موقتی بودن ساختار را به چالشهای یک پروژه بازسازی اضافه کرد. موقتی بودن پروژه به عنوان فرصتی برای بهکارگیری مصالح و تکنیکهای برگشتپذیر دیده شد. راهکارهای خرد، خلاقانه و طراحی جزئیات با حداقل مداخلات، یکی از رویکردهای انتخابی پروژه شد — مداخلاتی در تضاد شدید با بستر موجود. همچنین کاستن به مراتب هزینه کمتری نسبت به ساخت دارد و در عین ایجاد کیفیت فضایی جدید، گذشته ارزشمند بنا را نیز به نمایش میگذارد.
شمعدانی، حوض و درخت یادآور حیاط خانههای ایرانی است. در طراحی عمارت منشا این عناصر از گذشته به عاریه گرفته شده و با ترجمهای متفاوت در ساختاری مدرن دوباره استفاده شدهاند. راهبرد دیگر، تعیین مرز است: تاکید بر حفظ فاصله ساختههای جدید با بنای موجود — نوعی ادای احترام به گذشته. در حیاط، کف جدیدی از سطح زمین موجود بالاتر واقع شده و از دیوارههای حیاط فاصله گرفته است. این صفحه الحاقی در نما نیز با تکرار استراتژی «فاصله به معنای احترام» تکرار شده است.
کافه جمبو، بندر کنگان
بخشی از عملیات اجرایی پروژه انجام شده بود و به عنوان انبار از آن استفاده میشد. عملیات ساختمانی تا مرحله سرامیک کف و دیوارها پیش رفته و در همین مرحله رها شده بود. استیجاری بودن فضا، دیکته اقتصاد و انعطافپذیری طرح پیشنهادی را با خود دارد. استراتژی اصلی ما تبدیل کابینتهای پروژه (به عنوان الزام فضا) به افزونهای در وسط فضاست که با فاصله گرفتن از دیوارهای پیرامونی علاوه بر ایجاد تجربههای فضایی متنوع، ظرفیت در شرایط متنوع بهرهبرداری را نیز ایجاد میکند.
زدودن: با حذف لایه سرامیک از سطوح دیوار، سطح ملات زیرین آن که داغی سرامیکها بر آن مانده در قالب بافت و نمای نهایی پروژه عیان شده. این سطوح که بافتی به شدت پیشآمده و اتفاقی دارند، با اضافه نشدن مصالح جدید علاوه بر کاهش حداکثری هزینهها، سرعت اجرای پروژه را نیز افزایش میدهند. اضافه کردن: کابینت یا افزونه جمبو در قالب مجموعهای از تودههای سنگینی که روی هم لغزیدهاند و در میان و پیرامون خود فضای متنوعی را ساختهاند، به سه بخش ارتفاعی تقسیم میشوند — بر اساس استانداردهای فضای کار و افزایش حداکثری بهرهوری نیروی کار در عین حفظ ساختار زیباییشناسی غیرمعمول این عنصر تیره و سنگین.




























